قهرمان ميرزا عين السلطنه
1032
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شكايت مىكنند . شكار بلدرچين مىفرمايند . پيشكارى آذربايجان از تقسيم كارها بنويسم . پيشكارى كل مملكت آذربايجان با شرايطى معين به جناب امين الدوله مرحمت شد . با كوكبه و دبدبهء مفصلى مىرود . رياست قشون آذربايجان [ را ] به نواب و الا حاجى بهاء الدوله ، درب خانهء حضرت وليعهد را به صديق السلطنه مرحمت فرمودند . از قرار معلوم حاجى عباس خان مهندس باشى و جناب اقبال الملك و مشكوة الدوله ابراهيم ميرزا و مظفر الملك و دبير حضور و امين دربار در معيت جناب امين الدوله مىروند كه براى هركدام كارى پيدا كند . اينها تماما از دوستان و هواخواهان قديم امين الدوله مىباشند . حكومت كرمان را هم به نايب السلطنه التفات فرمودند . فرمانفرما طهران به خيال كارهاى عمده معجلا مىآيد . تسلط اتابك تركها « 1 » و همراهان شاه كارى نكردند . با آن ابهت و جبروتى كه مىآمدند و لرزه به جان ماها انداخته بودند كارى صورت ندادند . پراكنده شده با همديگر نفاق كردند و گذشت . صدراعظم تدابير خوب به كار برد و بهتر از سابق مسلط شده . هرگز حاجى ميرزا آقاسى و ميرزا تقى خان امير اين قسم تسلط به محمد شاه و ناصر الدين شاه شهيد نداشتهاند . دروغ است و محال است وزيرى آنقدر مقتدر و مسلط باشد . تركها روزهاى اول طورى به ماها نگاه مىكردند و قسمى تفاخر و مباهات مىنمودند كه ما فوق آن متصور نيست . در كوچه اگر همديگر را ملاقات مىكردند طرفين رو را از همديگر برگردانيده به سمت مخالف نگاه مىكردند . هر تركى كه سواره يا پياده يا در كالسكه از كوچه عبور مىكرد چشمها به سمت او نگران مىشد و همهكس به ديگرى اشاره مىكرد . آنها هم مثل اين بود كه مملكتى را به زور شمشير از غير گرفته و شاهزادهء خودشان را پادشاه و حكمران آن ولايت نمودهاند .
--> ( 1 ) - اصطلاحى بوده است به رجال و افرادى مىگفتند كه با مظفر الدين شاه از تبريز به تهران آمدند اعم از آذربايجانى و غيرآذربايجانى ( مسعود سالور )